اس ام اس جديد

بند کفش نئون

بند کفش نئون

مناسب بستن روی انواع کفشهای ورزشی و اسپرت، پوتین و کفشهای اسکیت/ قابلیت سه مدل نوردهی متفاوت؛ تماماً روشن، چشمک زن یک حالته و دو حالته./ ساخته شده از پلاستیک فوق العاده شفاف ، ضدآب و قابل شستشو ؛ ایمن بدلیل عدم وجود سیم در داخل بند.
قيمت: 15,000 تومان
توضيحات بيشتر
خريد پستی
ساعت کاسیو EF 550 Red Bull ساعت کاسیو EF 550 Red Bull
صفحه ساعت:سفيد - مشكی/ بند ساعت:مشكی از جنس پلی کربنات/ امکانات ساعت:ضدآب/ تقویم:دارد/ تولید کننده: قطعات ساخت ژاپن و اسمبل شده در چین توسط کارخانه کاسیو/ گارانتی ساعت کاسیو : گارانتی رسمی کاسیو از فروشگاه دایان در ایران/ توضیحات: بند ضد حساسیت یکی دیگر از خصوصیات کاسیو 550 می باشد./
قيمت: 55,000 تومان
توضيحات بيشتر
خريد پستی
تبـــلیغـــات

تبـــلیغـــات

مــوضــوعـات
  • جالب
  • داستان های خواندنی
  • پیامک
  • آمار بازديد
    • تعداد مطالب : 745
    • تعداد نظرات : 17
    • بازدید امروز : 638
    • بازدید دیروز : 1502
    • بازدید این هفته : 638
    • بازدید این ماه : 2140
    • کل بازدیدها : 6084809
    • خروجی فید امروز : 3
    • ورودی گوگل امروز : 0
    • افراد آنلاین : 19 نفر
    • تبادل لینک با 0 سایت

    آموزش امنیت و شبکه

    ccsp.ir


    پیامک جملات و اشعار زیبا (۳)

    ﺩﺭ ﻧﺒﻮﺩ ِ ﺗﻮﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺭﺍ ﻋﻤﯿﻖ ﺗﺠﺮﺑﻪ
    ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻨﺎﯼ
    ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭﻓﺮﻭ ﻣﯽ ﭘﺎﺷﺎﻧﻢ
    ﻭﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﻧﻮ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﻡ … ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﻧﻔﺲ
    ﻫﺎﯾﺖ

    ﻣﺼﻨــﻮﻋﯽ ﻟﺒﺨﻨــﺪ ﺯﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔــﺬﺍﺭﻡ ﺑﻪ
    ﺣﺴﺎﺏ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ..
    ﺍﻻ ﺍﯾﻨﮑــﻪ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺯﺩﻩ ﺑﺎﺷــﻢ

    ﺩﻝ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﻡ ﻣﺤﺮﻣﯽ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩ
    ﺩﻝ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﺮﻫﻤﯽ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩ
    ﻣﻦ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮ ﻫﻤﺪﻣﯽ ﻣﯽ ﺟﺴﺘﻢ
    ﻋﻤﺮﻡ ﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﺪﻣﯽ ﺩﻣﯽ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩ


    ﺳﯿــﺎﻫﯽ ﺯﯾـﺮ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾـﻢ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ
    ﺩﺍﺭﻡ ..
    ﺟـﺎﯼ ﭘﺎﯼ ﺭﻓﺘﻦ” ﺗـــﻮ”ﺳﺖ!


    بقیه در ادامه مطالب….

     

    کربلا یعنی تـَوَ لا داشتن
    مهر حیدر عشق زهرا داشتن
    کربلا یعنی تبرّای شدید
    از پلیدی‌های دوران و یزید
    کربلا یعنی اطاعت از امام
    گه به حکم او نشستن گه قیام
    کربلا یعنی که یار ****ی
    از حسین عصر خود فرمانبری
    کربلا یعنی تحول در وجود جامه زهد و حیا را تار وُ پود
    کربلا یعنی به حق واصل شدن یار حق ، دشمن ِ باطل شدن
    کربلا یعنی بیا جانانه شو
    گِرد ِ شمع عشق ِحق ، پروانه شو
    کربلا یعنی کتاب عشق حق
    از الف تا یای او سرمشق حق
    کربلا یعنی که انسی با نماز روی بر درگاه ربّ بی نیاز
    کربلا یعنی که خون ، آب وضو با خدا ، بی واسطه در گفت وُ گو
    کربلا یعنی همیشه مکتبی
    تو حسینی ، خواهر تو زینبی
    کربلا یعنی سراپا جان شدن
    در منای عاشقی قربان شدن
    کربلا یعنی سر و جان باختن
    پل به معراج شرافت ساختن
    کربلا یعنی که عاشورای خون
    موسم انا الیه الراجعون
    کربلا یعنی گل ِ احمر شدن
    روی دست باغبان پرپر شدن
    کربلا یعنی هم آغوش عجل
    تلخی مرگش نکوتر از عسل
    ربلا یعنی بهار ِ تشنگی
    شعله ور دل از شرار تشنگی
    کربلا یعنی چو گل افروختن
    پیش آب از تشنه کامی سوختن
    کربلا یعنی که در دریای ِ آب
    تشنه اما ، آب کردن را جواب
    کربلا یعنی فغان و زمزمه
    خنجر و هنجر نگاه فاطمه
    کربلا یعنی که تیـغ وُ جسم یار
    یک هزار و نهصد و پنجاه بار
    کربلا یعنی قلم یعنی کتاب
    پیکر قرآن وُ زخم ِ بی حساب
    کربلا یعنی عطش یعنی شرار خیمه و طفلان در حال ِ فرار
    کربلا یعنی سراپا عشق و شور
    گه به نیزه ، گاه در کنج تنور
    کربلا یعنی که نیلی روی ماه
    صورت طفلان و سیلی آه! آه!
    کربلا یعنی که حق در سلسله
    پاسخ اشک یتیمان هلهله
    کربلا یعنی شب و اخت الامام
    در نماز ، اما نماز ِ بی قیام
    کربلا یعنی که در بازارها
    کعبه اما کعبهء آزارها
    کربلا یعنی که آیات ِ حکیم یک زن و هفتاد وُ دو داغ عظیم
    زن مگو زهرای ثانی بود او
    در حسین ِ خویش فانی بود او
    یک شب بی نافله زینب نداشت
    غیر ذکر یا حسین بر لب نداشت

     


    ﺷــﺎﯾﺪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻧﯿـــﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺎﺷــﺪ ..
    ﺗـــﻮ ﺻﺎﺣﺐ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﺑﺎﺷﯽ ؛ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ
    ﺗﻌﺒﯿﺮﺵ ﺍﺯ ﺁﻥ ِ ﺩﯾﮕﺮﯾﺴﺖ!
    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
    *
    ﺩﯾﺮ ﺁﻣﺪﯼ
    ﺳﻔﯿﺪ ﺷﺪ ﻣﻮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﮔﺸﺘﻨﺖ
    ﺁﺭﺍﺳﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ

     

    ﺑﯿﺎ ﺟﺎﻫﺎﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﯿﻢ
    ﺩﻟﻢ ﻟﮏ ﺯﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﻋﺎﺷﻘﻢ
    ﺑﺎﺷﻪ !
    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
    *
    ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﻧﺎﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻨﺪ
    ﭼﺮﺍ ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎ ﻣﺮﺯ ﮔﻤﺎﻧﻨﺪ
    ﺑﻪ ﺳﺎﻥ ﺳﺎﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺯ ﺧﺎﻟﯽ
    ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﯿﺎﻧﻨﺪ
    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
    *
    ﺍﺭﺯﺍﻥ ﺗـﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽــﻪ ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﯽ ﺑﻮﺩﯼ ؛
    ﺍﻣـــﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ .. ﮔﺮﺍﻥ ﺗﻤــﺎﻡ ﺷﺪﯼ!


    قلب من در شهر چشمان تو جا مانده است قدر یک شب هم شده از آن پرستاری کنی


    می دانم تا وقتی که پشتت به خدا گرم است تمام هراس های دنیا خنده دار است …


    تو به من خندیدی
    و نمی دانستی
    من به چه دلهره از باغچه ی همسایه
    سیب را دزدیدم

    باغبان از پی من تند دوید
    سیب را دست تو دید
    غضب آلود به من کرد نگاه.

    سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
    و تو رفتی و هنوز ،
    سال ها هست که در گوش من آرام
    آرام

    خش خش گام تو تکرار کنان،
    می دهد آزارم
    و من اندیشه کنان
    غرق این پندارم
    که چرا

    خانه ی کوچک ما
    سیب نداشت.

    «حمید مصدق»

    جواب فروغ فرخزاد به شعر زیبای بالایی:

    من به تو خندیدم
    چون که می دانستم
    تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
    پدرم از پی تو تند دوید
    و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
    پدر پیر من است
    من به تو خندیدم
    تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

    بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
    دل من گفت: برو
    چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را …
    و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
    حیرت و بغض تو تکرار کنان
    می دهد آزارم
    و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
    که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت


    دخترک خندید و پسرک ماتش برد !
    که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
    باغبان از پی او تند دوید
    به خیالش می خواست، حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گیرد !
    غضب آلود به او غیظی کرد !
    این وسط من بودم، سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
    من که پیغمبر عشقی معصوم،
    بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق و لب و دندان ِ تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
    و به خاک افتادم چون رسولی ناکام !
    هر دو را بغض ربود…
    دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت: " او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "
    پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: " مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد!"
    سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
    عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
    جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
    همه اندیشه کنان غرق در این پندارند: این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت
    ((جواد نوروزی))


    باز باران با ترانه،
    میخورد بر بام خانه،
    خانه ام کو؟
    خانه ات کو؟
    آن دل دیوانه ات کو؟
    روزهای کودکی کو؟
    فصل خوب سادگی کو؟
    یادت آید روز باران،
    گردش یک روز دیرین!
    پس چی شد، دیگه کجا رفت؟
    خاطرات خوب و شیرین!
    در دل آن کوی بن بست،
    در دل تو آرزو هست؟
    کودک خوشحال دیروز،
    غرق در غم های امروز،
    یاد باران رفته از یاد،
    آرزوها رفته بر باد،
    باز باران، باز باران….
    میخورد بر بام خانه،
    بی ترانه، بی بهانه، شایدم، گم کرده خانه….!

     

    `بار`ان“

    `بها`نه`ای“بود` `که`زیر`چتر“ من`تا“ انتهای“

    کو`چه“ `بیایی `کاش`نه`کوچه`

    `انتهایی`داشت`و`نه

    `باران`بند`می امد.


    یک شبی مجنون نمازش را شکست / بی وضو در کوچه لیلا نشست
    گفت یا رب از چه خوارم کرده ای ؟ / بر صلیب عشق دارم کرده ای ؟
    خسته ام زین عشق ، دل خونم مکن / من که مجنونم ، تو مجنونم مکن
    مرد این بازیچه دیگر نیستم / این تو و لیلای تو ، من نیستم
    گفت ای دیوانه ، لیلایت منم / در رگ پنهان و پیدایت منم
    سال ها با جور لیلا ساختی / من کنارت بودم و نشناختی . .


    امروز باز غمیگنو زارم/ از دوشنبه ها بیزارم
    دوباره امروز دوشنبه س/ عکسشو جلوم میذارم
    روزی که قرار گذاشتیم/ هنوزم یادم نرفته
    یاد اون روز دوشنبه/ با منه هفته به هفته
    قرار شد بریم دوباره/ سرکوچه ی گل یاس
    همون جایی که یک روز/ کرد به من ابراز احساس
    با چه ذوقی رفتم اون جا/ بی قرار واسه نگاهش
    واسه اینکه باز ببینم / عمق چشمای سیاهش
    اومدش درست به موقعه/ نبودش مثل همیشه
    یه غمی تو صورتش بود/ مثل بارون پشت شیشه
    سرشو او ورد بالا گفت / کلی حرف دارم با چشمات
    گفتم بش خوبی عزیزم؟/ چرا تند تند نفسهات؟
    گفت نمی دونم چه جوری / بت بزنم یه حرفیو
    سخته ولی باید بگم / باید بگم یه چیزیو
    گفتم بهش بیا بریم / تا باغ سیب . . باغ امید
    همون جایی که بیرونش / کاشته بودن درخت بید
    رفتیم با هم اما تو راه / نه چیزی گفت نه حرفی زد
    انگاری داشت توی خودش/ با وجدانش درجا می زد
    رسیدیم آخر ما به باغ/ شب شده بود هوا دیگه
    تو راه میگفتم با خودم / یعنی چی میخواد بم بگه
    رفتیم نشستیم یه گوشه / زل زده بودم به نگاش
    چقد غریبه بود با من / تاریکو سرد بودن چشاش
    گفتم بهش بگو دیگه/ خسته شدم از این سکوت
    چیزی بگو نذار تا من/ تو مبهمی کنم سقوط
    گفتش که چشماتو ببند/ نگفتمم بازش نکن
    می فهمی حرف دلمو/ تو رو خدا سازش بکن..!!
    گفتم با چی سازش کنم؟ / چرا غریبی تو با من؟
    سرد نگات؟ سرد صدات؟ / عجیبن حرفات؟ مبهمن؟
    گفتش دیگه چیزی نگو/ انقد سوال نپرس ازم
    گفتش که چشماتو ببند/ نمی تونم ..! نپرس بازم
    چه حالی داشتم اون شب / چشمامو بستم چه غریب
    منتظر یه اتفاق/ منتظر چیزی عجیب
    گذشتن لحظه های شوم / اما صدایی نیومد
    گفتم چی شد؟خسته شدم؟ / بازم ندایی نیومد
    گفتم چشامو باز کنم؟ / اما صدایی نشنیدم
    باز کردم آخر چشامو / اما من اونو ندیدم
    یه برگه روی چمنا / افتاده بود چه بی صدا
    نوشته بود منو ببخش/ این جوری شد از من جدا
    هرچی تونسم داد زدم / اما دیگه ندیدمش
    تنهام گذاشت اون بی وفا / آخه چه جور ببخشمش؟؟؟؟
    دوشنبه بود اون شب سرد/ تنهام گذاشت اون بی خبر
    از اون همه خاطره ها / مونده یه عشق بی ثمر
    مونده یه عالمه سوال/ سوالای بی انتها
    بینمونم چیزی نبود؟! / عاشق بودیم از ابتدا..!!
    حالا دوشنبه ها همش/ ناله و گریه می کنم
    به یاد اون روز غریب / ازش گلایه می کتم
    رفت و دیگه تنها شدم / دنبالشم حتی تو فال
    کاش که میشد دوشنبه ها/ پاک بشه از تقویم سال ..!!
    (فرزانه شیرزادی)

     

    Arnsms.ir

     

    اس ام اس های خود را برای درج در سایت، در قسمت نظرات ارسال کنید. تا اس ام اس های شما در سایت قرار گیرد.اگر دوست دارید نام شما درج شود نام خود را هم بفرستید،اس ام اس ها به صورت ماهانه قرار می گیرد



    نظر شما دوست عزيز در مورد اين مطلب چيه ؟

    در قسمت نظرات (پايين صفحه) نظر خودتون رو بنويسيد.

    اگر انتقاد يا پيشنهاد و نقطه نظري هم داريد خوشحال ميشم بدونم. با تشکر


    برچسب ها :
    مطالب مرتبط:

    -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    نویسنده: علیرضا
    1,021 :Bazdid
    بدون ديدگاه

      مجموعه کامل تصاویر لایه باز موجود در سایت


    تبلیغات

    ارسال نظر (نظرات ارسال شده: بدون ديدگاه)

    لطفا جواب صحیح را در کادر بنویسید: *

    تبلیغات

    محصــولات ویــژه


    جـديدترين محصولات