اس ام اس جديد

بند کفش نئون

بند کفش نئون

مناسب بستن روی انواع کفشهای ورزشی و اسپرت، پوتین و کفشهای اسکیت/ قابلیت سه مدل نوردهی متفاوت؛ تماماً روشن، چشمک زن یک حالته و دو حالته./ ساخته شده از پلاستیک فوق العاده شفاف ، ضدآب و قابل شستشو ؛ ایمن بدلیل عدم وجود سیم در داخل بند.
قيمت: 15,000 تومان
توضيحات بيشتر
خريد پستی
ساعت کاسیو EF 550 Red Bull ساعت کاسیو EF 550 Red Bull
صفحه ساعت:سفيد - مشكی/ بند ساعت:مشكی از جنس پلی کربنات/ امکانات ساعت:ضدآب/ تقویم:دارد/ تولید کننده: قطعات ساخت ژاپن و اسمبل شده در چین توسط کارخانه کاسیو/ گارانتی ساعت کاسیو : گارانتی رسمی کاسیو از فروشگاه دایان در ایران/ توضیحات: بند ضد حساسیت یکی دیگر از خصوصیات کاسیو 550 می باشد./
قيمت: 55,000 تومان
توضيحات بيشتر
خريد پستی
تبـــلیغـــات

تبـــلیغـــات

مــوضــوعـات
  • جالب
  • داستان های خواندنی
  • پیامک
  • آمار بازديد
    • تعداد مطالب : 745
    • تعداد نظرات : 16
    • بازدید امروز : 3963
    • بازدید دیروز : 4998
    • بازدید این هفته : 37186
    • بازدید این ماه : 133464
    • کل بازدیدها : 4998220
    • خروجی فید امروز : 52
    • ورودی گوگل امروز : 9
    • افراد آنلاین : 7 نفر
    • تبادل لینک با 0 سایت
    تبلیغات

    محصــولات ویــژه


    جـديدترين محصولات



    

    اعلانات

    A.r_N

     

    اگر مطلبی(یا پیامکی) رو در قسمت موضوعات پیدا نکرید و یا پیدا کردن موضوع مورد نظر شما کار سختی است حتما از جستوجوی بالای سایت استفاده کنید.


    کپـی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

    با تشکر

    Arnsms.ir

    آموزش امنیت و شبکه

    ccsp.ir

    اس ام اس لاتین (۳)


    Don’t be upset from people, because they are upset too, they are alone but they run away from themselves because they are in doubt about themselves & about their love &their fact, so love then even when they don’t love you…
    ———————————-
    Your love in my heart doesn’t have rest, you don’t worry about yourself be worry about my tiredness, I am your gaga everyday to late hours at night.

     

     


    The age of Man is over. Now, the armies of Heaven and the legions of Hell rage back over the tattered remainders of Earth; but against them all is the most fearsome horseman of Apocalypse. After centuries, he, the ancient, backs and he has been been threatened by an unholy conspiracy; his name is war.
    —————————————
    In the coldest regions of space, monstrous entities Ogdru Jahad_ The Seven Gods Of Chaos_ slumber in their crystal prison waiting to reclaim Earth….. And burn the Heavens. DES VERMIS MYSTERIIS PAGE 87
    —————————————
    Pride, the never failing vice of fool! Love, a dreadful bond! The Proud man who falls in love each breath he takes is a deep one before the plunge! Then hang the love, or wash away the pride but at the end can I survive!? I am merely postponing the inevitable! We die and die we shall

     


    Little by little and bit by bit

    Little enemies and little wounds must not be despised

    Liquor before beer and you're in the clear. Beer before liquor and you'll never be sicker

    Long absent, soon forgotten

    Look after the pennies and the pounds will look after themselves

     

    بقیه در ادامه مطالب….

     

     

     

     

    نویسنده: علیرضا
    1,017 :Bazdid
    بدون دیدگاه
    ادامه مطلب را دنبال كن..

    اس ام اس لاتین (۱)

    Hang a thief when he's young, and he'll no' steal when he's old

    Happy wife, happy life

    Hard cases make bad law

    Hard words break no bones

    Haste makes waste

     

    Hawks will not pick out hawks' eyes

    Health is better than wealth

    Heaven hath no rage like love to hatred turned, Nor Hell a fury like a woman scorned

    Heaven protects children, sailors and drunken men

    Hell hath no fury like a woman scorned

     

    Help a lame dog over a stile.

    He that lives too fast, goes to his grave too soon

    He that will steal an egg will steal an ox

    He who hesitates is lost

    He who laughs last laughs best

     

    بقیه در ادامه مطالب….

     

     

     

     

    نویسنده: علیرضا
    1,378 :Bazdid
    بدون دیدگاه
    ادامه مطلب را دنبال كن..

    قهر و آشتی و منت کشی (۳)

    ﻣﻦ ﺭﻭ ﺑﺒﺨﺶ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻦ ﻻﯾﻖ
    ﺑﺨﺸﺶ ﻫﺴﺘﻢ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻮ ﻻﯾﻖ ﺍﺭﺍﻣﺶ ﻫﺴﺘﯽ
    ﻣﻦ ﺍﺭﺍﻣﺶ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﺭﺍﻣﺶ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﯿﺰ
    ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯿﺪﻡ

    ﮔﺮ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﺑﻠﻬﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺭﻫﺎ ، ﺑﺮﻣﻦ ﺑﺒﺨﺶ/
    ﺑﺮ ﺳﺮ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﻧﻪ ﺑﺮ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻭﻓﺎ ، ﺑﺮ ﻣﻦ
    ﺑﺒﺨﺶ
    ﺭﺍﻩ ﻭﺭﺳﻢ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺭﺍ ﻧﺎ ﺑﻠﺪ ﭼﻮﻥ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ/
    ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻭ ﻧﺎﺭﻭﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﻄﺎ ، ﺑﺮ ﻣﻦ ﺑﺒﺨﺶ

    ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺨﺶ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺰﻡ
    ﻣﯽ ﺳﻮﺯﻡ ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺷﻢ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺷﮏ ﻣﯽ
    ﺭﯾﺰﻡ
    ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺨﺶ ﺍﮔﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻬﺖ ﺑﺪﯼ ﮐﺮﺩﻡ

     

    ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺩﺭﺧﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻣﻮ
    ﺑﺴﺘﻢ
    ﻣﻨﻮ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻣﻮ ﺑﺴﺘﻢ
    ﺗﻮ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﻦ ﻧﺸﺴﺘﯽ ﻭ ﺟﺪﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﺸﺴﺘﻢ
    ﮐﻪ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﯼ ﺑﻪ ﺭﻭﻡ ﻫﺮ ﺟﺎ ﺩﻟﺖ ﺭﻭ ﻣﯽ
    ﺷﮑﺴﺘﻢ
    ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺨﺶ ، ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺨﺶ …..

    ﺑﺮﺍﻡ ﺑﻤﻮﻥ ، ﺑﻬﻮﻧﻪ ﺑﺎﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻝ ﺳﭙﺮﺩ/
    ﻧﺰﺍﺭ ﮐﻪ ﺁﺭﺯﻭﻡ ﺑﺸﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﺮﺩﻥ

     

    بقیه در ادامه مطالب…

     

     

     

    نویسنده: علیرضا
    912 :Bazdid
    بدون دیدگاه
    ادامه مطلب را دنبال كن..

    قهر و آشتی و منت کشی (۲)

    پوزشم را می‌پذیری،
    بی‌گمان
    عشق با این اشک‌ها، بیگانه نیست
    دوستی بذری‌ست، اما هر دلی
    درخور پروردن این دانه نیست.
    فریدون مشیری

     

    چه فرقی میکند مهره ی سیاه باشم یا سفید
    چشمانت با اولین حرکت ماتم میکند …

    مرا ببخش
    که گاه وبیگاه
    دلم هوای ترا می کند!!
    مرا ببخش
    که چشم هایم، هنوز منتظر است تا تو بیایی…
    مرا ببخش
    که یادداشت های روزانه ی صفحه ی دلم…
    با مداد خاطرات تو نوشته می شود..
    مرا ببخش..
    که
    هنوز ..
    دیوانه وار دوستت دارم…

    از کویر آمده‌ام
    چشمم از خاطره ریگ پُر است
    ابر من باش و دلم را بتکان…

    من تا ابد کنار تو بودم ولی چه سود
    خوشبخت آنکسی که دلت را ز من ربود…

     
    بقیه در ادامه مطالب….
     

    نویسنده: علیرضا
    1,241 :Bazdid
    بدون دیدگاه
    ادامه مطلب را دنبال كن..

    قهر و آشتی و منت کشی (۱)

    جنس من از آهن و از سنگ نیست / من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست
    حال دل از من نمیپرسی چرا / حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست . . .
    .
    .
    .
    منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار / تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار . . .
    .
    .
    .
    اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم
    اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود . . .

     

     

    من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم
    بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم . . .
    .
    .
    .
    منو ببخش که نادیده گرفتم التماس اون نگاه نگرون رو
    منو ببخش که گرفتم به جای دست عاشق تو دست عشق دیگرون رو . . .
    .
    .
    .
    اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش / توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش . . .

     

    منو ببخش که نادیده گرفتم التماس اون نگاه نگرون رو

     

    منو ببخش که گرفتم به جای دست عاشق تو دست عشق دیگرون رو

    ****

    جنس من از آهن و از سنگ نیست

    من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست

    حال دل از من نمیپرسی چرا

    حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست

    ****

    یه روزی گله کردم من از عالم مستی

    تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی

    من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید

    تو قهر کردی قهرت مصیبت شدو بارید

    پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم

    آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم

    بقیه در ادامه مطالب…..
     

     

     

    نویسنده: علیرضا
    1,373 :Bazdid
    بدون دیدگاه
    ادامه مطلب را دنبال كن..

    عاشقانه(فارسی) (۱۱)

    باد با چراغ خاموش کاری ندارد

    اگر در سختی هستی , بدان که روشنی . . .

    .

    .

    .

    وقتی آدمها فقط هنگام نیاز به یاد شما می افتند ، ناراحت نشوید

    به خودتان ببالید که مانند یک شمع در هنگام تاریکی به ذهن آنها خطور میکنید

    .

    .

    .

    پاک کن برای کسانی است که خطا میکنند

    اما بهتر آن است که بگوئیم

    پاک کن برای افرادی است که مایل به تصحیح اشتباهات خود هستند . . .

    .

    .

    .

    ما لذت گرما را زمانی حس میکنیم که سرد شده ایم

    ما زمانی از نور قدر دانی میکنیم که در تاریکی بوده ایم

    بنابراین کسانی قدر شادی را میدانند که غم و اندوه را گذرانده باشند . . .

    بقیه در ادامه مطالب….

     

    نویسنده: علیرضا
    864 :Bazdid
    بدون دیدگاه
    ادامه مطلب را دنبال كن..

    شعر(تک بیتی -دو بیتی) (۳)

    دلی پُر از آتش و جانی پُر از دود
    تنی چون موی و رخساری زر اندود

    برم هر شب سحرگه پیشِ‌ دادار
    بمالم پیشِ او برخاک رخسار
    ——————————–
    ز دست دیده و دل هر دو فریاد
    که هر چه دیده بیند دل کند یاد

    بسازُم خنجری نیشش زفولاد
    زنُم بر دیده تا دل گردد آزاد
    ———————————
    یکی بر زیگری نالان درین دشت
    به خون دیگران آلاله می گشت

    همی کشت و همی گفت ای دریغا
    بباید کشت و هشت و رفت ازین دشت
    ————————–
    نسیمی کز بن آن کاکل آیو
    مرا خوشتر زبوی سنبل آیو

    چو شو گیرُم خیالش را در آغوش
    سحر از بستُرم بوی گل آیو
    —————————
    دلُم بی وصل تِه شادی مبیناد
    ز درد و محنت آزادی مبیناد

    خراب آبادِ دل بی مقدم تو
    الهی هرگز آبادی مبیناد

     
    مو آن دلدادۀ بی خانمانُم
    مو آن محنت نصیبِ سخت جانُم

    مو آن سرگشته خارُم در بیابان
    که چون بادی وزد هر سو دوانُم
    —————————-
    گلی که خود بدادُم پیچ و تابش
    به اشک دیدگانُم دادُم آبش

    در این گلشن خدایا کی روا بی
    گل از مو دیگری گیره گلابش
    ——————————-
    بی ته اشکُم ز مژگانِ تر آیو
    بی ته نخِل امیدمُ بی بر آیو

    بی ته در گنج تنهایی شب و روز
    نشینُم تا که عمرُم بر سر آیو
    ————————-
    دو چشمونِت پیاله پر ز می بی
    دو زلفونِت خراجِ مُلکِ ری بی

    همی وعده کری امروز و فردا
    نمیدونُم که فردای تو کی بی؟
    —————————
    پر کن پیاله را کاین آب آتشین
    دیریست ره به حال خرابم نمی برد
    این جام ها که در پی هم می شود تهی
    دریای آتش است که ریزم به کام خویش

     

    بقیه در ادامه مطالب…..

    نویسنده: علیرضا
    1,623 :Bazdid
    بدون دیدگاه
    ادامه مطلب را دنبال كن..

    شعر(تک بیتی -دو بیتی) (۲)

    ای رفته به چوگان قضا همچون گو
    چپ می خور و راست می رو و هیچ مگو
    کانکس که تو را فکنده در تک و پو
    او داند و او داند واو داند و او

    ————————————

    درون سینه آهی سرد دارم
    رخی پژمرده ،رنگی زرد دارم
    ندانم عاشقم ؟مستم؟چه هستم؟
    همی دانم دلی پر درد دارم

    ————————————-

    به آغوش تو از بستر گریزم
    گشایم در به رویت شادمانه
    رخت بوسم،به پایت گل بریزم

    —————————————-

    گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه
    به آب کوثر وزمزم سفید نتوان کرد

    ———————————–
    جامی است که عقل آفرین می زندش
    صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش
    این کوزه گر دهر چنین جام لطیف
    می سازد و باز بر زمین میزندش

     

    همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن . . . . قطره قطره می چکم از چشم خود پاکم مکن
    …………………
    آن کبوتر که لب بام شما پر زد و رفت دل من بود که آمد به شما سر زد و رفت
    …………………
    هرکجا دور از تو باشم نازنین غربت نشینم هرکجا پایت گذاری خاک نرم آن زمینم
    …………………
    چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غمهایم بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم
    …………………
    اگه باهات نبودم برات که بودم… اگه چشات نبودم نگات که بودم…
    اگه حرفات نبودم صدات که بودم… اگه خودت نبودم فدات که بودم…
    این حوض که دل هلاک نظاره‌ی اوست
    صد آیه‌ی فیض بیش درباره‌ی اوست
    در دعوی اعجاز زبانیست بلیغ
    آبی که زبانه کش ز فواره‌ی اوست
    ————————————–
    دل را چو به عشق تو سپردم چه کنم؟
    دل دادم و اندوه تو بردم چه کنم؟
    من زنده به عشق توام ای دوست ولیک
    از آرزوی روی تو مردم، چه کنم؟
    ————————————–
    شبها به کنج خلوتم آواز می‌دهند
    کای خفته گنج خلوتیان باز می‌دهند
    گوئی به ارغنون مناجاتیان صبح
    از بارگاه حافظم آواز می‌دهند
    —————————————-
    ایام شباب است شراب اولیتر
    با سبز خطان باده‌ی ناب اولیتر
    عالم همه سر به سر رباطیست خراب
    در جای خراب هم خراب اولیتر
    ———————————
    دلی دیرم دمی بیغم نمی‌بو غمی دیرم که هرگز کم نمی‌بو
    خطی دیرم مو از خوبان عالم که یار بیوفا همدم نمی‌بو

     

    بقیه در ادامه مطالب….

    نویسنده: علیرضا
    1,018 :Bazdid
    بدون دیدگاه
    ادامه مطلب را دنبال كن..

    شعر(تک بیتی -دو بیتی) (۱)

    در مکتب ما رسم فراموشی نیست
    در مکتب ما عشق هم آغوشی نیست
    مهر تو اگر بر هستی ما افتاد
    هرگز به سرش خیال خاموشی نیست

    ———————————

    زندگی عشق است عشق افسانه نیست
    انکه عشق را افرید دیوانه نیست
    عشق ان نیست که کنارش باشی
    عشق ان است که به یادش باشی

    —————————

    ای جان خردمندان گوی خم چوگانت
    بیرون نرود گوی کافتاد به میدانت
    هرچند نمی سوزد برمن دل سنگینت
    گوی دل من سنگیست درجان زنخدانت
    جان باختن آسان است اندرنظرت لیکن
    این لاشه نمی بینم شایسته قربانت

    —————————-
    هر روز دلم به زیر باری دگر است
    در دیده ی من ز هجر خاری دگر است
    من جهد همی کنم قضا میگوید
    بیرون ز کفایت تو کاری دگراست

    ——————————

    من با کمر تو در میان کردم دست
    پنداشتمش که در میان چیزی هست
    پیداست از آن میان چو بربست کمر
    تا من ز کمر چه طرف خواهم بربست

    تو بودی باور من،تو یار و یاور من
    تو بودی عشق اول،رفیق آخر من
    تو بودی شور هستی،رفیق خوب مستی
    تو بودی کعبه ی عشق،مثل خدا پرستی
    ————————-
    من نگویم که به درد دل من گوش کنید
    بهتر ان است که این قصه فراموش کنید
    عاشقان را بگذارید بنالند همی مصلحت نیست
    که این زمزمه خاموش کنید
    ————————
    کاش میشد بر جدایی خشم کرد
    شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد
    کاش میشد خانه ای از مهر ساخت
    مهربانی را در آن سرمشق کرد
    —————————-
    زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
    ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
    می مخور با همه ** تا نخورم خون جگر
    سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
    ———————-
    هر چند که پیر و خسته دل و ناتوان شدم
    هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم
    شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا
    بر منتهای همت خود کامران شدم
    بقیه در ادامه مطالب….

    نویسنده: علیرضا
    1,781 :Bazdid
    بدون دیدگاه
    ادامه مطلب را دنبال كن..

    شعر(تک بیتی -دو بیتی) (۴)

    قطـــعه ی گمشــده ای از پر پرواز کم است
    یـــــازده بار شــمردیم ولــی باز کــــم است

    این همه آب که جاریست نه اقیانوس است
    عرق شرم زمین است که سـرباز کم است

    ———————————

    دل من همی داد گفتی گوایی
    که باشد مرا روزی از تو جدایی

    بلی هر چه خواهد رسیدن به مردم
    بر آن دل دهد هر زمانی گوایی

    —————————
    پاس ادب به حد کفایت نگاه دار
    خواهی اگر ز بی ادبان یابی ایمنی
    با کم ز خویش هر که نشیند به دوستی
    با عز و حرمت خود خیزد به دشمنی
    ————————-
    باز امشب ای ستاره تابان نیامدی
    باز ای سپیده شب هجران نیامدی

    شمعم شکفته بود که خندد بروی تو
    افسوس ای شکوفه خندان نیامدی

    ای نهـــــــــال آرزو، خـــــوش ‌زی کـــــه بار آورده‌ای
    غنچــــــه بی‌باد صبا، گــــــل بی ‌بهــــــــار آورده‌ای
    باغبــــــانان تــــــو را امسال، سال خــــــرمی ‌ست
    زین همــــایون میوه، کز هــــــــر شاخسار آورده‌ای
    ——————————-
    غنچه‌‌ای زین شاخه، ما را زیب دست و دامن است
    همتی ای خواهـــران، تا فــــرصت کوشـیـدن است
    پستی نسوان ایــــران، جمـــــله از بی‌دانشی‌ست
    مــــــرد یا زن، بــرتـــــــری و رتبت از دانستن است
    —————————–
    زن ز تحصیل هنـــــــــر شد شهره در هـر کشوری
    بــــرنکرد از ما کسی زین خوابِ بیـــــــداری سری
    از چــــه نسوان از حقوق خویشتن بی‌ بهـــــــره‌اند
    نام این قـــوم از چـــه، دور افتاده از هــــر دفتـــری
    —————————–

    بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
    همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
    شدم آن عاشق دیوانه که بودم
    ——————————-
    دگر ره شب آمد تا جهانی سیا کند
    جهانی سیاهی با دلم تا چها کند
    بیامد که باز آن تیره مفرش بگسترد
    همان گوهر آجین خیمه اش را به پا کند

    بقیه در ادامه مطالب….
     

    نویسنده: علیرضا
    1,075 :Bazdid
    بدون دیدگاه
    ادامه مطلب را دنبال كن..

    تبلیغات

    صفحات سایت: 
      صفحه 1 از 3123